ناکجا آباد دیوانگی my instagram: mansournaderi201 tag:http://faryadeto.mihanblog.com 2017-04-24T11:39:11+01:00 mihanblog.com زخم خورده 2017-04-21T07:57:09+01:00 2017-04-21T07:57:09+01:00 tag:http://faryadeto.mihanblog.com/post/78 منصور نادری پور کافه نادری:#زخم_خورده که بشی میشی یه سگ هار...گرگ نمیشی میشی سگ...فقط پاچه میگیری...نه سفره دلتو  واسه کسی باز میکنی نه میذاری کسی واسه تو دلم دلم کنه... میشی خودت و خودت...میفهمی که به هیشکی جز خودت نمیتونی تکیه کنی...دیگه همه دردات میشن مث یه سردرد کوچیک...نه زخمت یادت میره و نه خوب میشه؛ فقط بهش عادت میکنی...عادت کنی دیگه چیزی واست سخت نمیشه...ما به خیال خودمون خیلی چیزارو انداختیم پشت سرمون و یه آب هم روش...ولی نه...حکایت دل و دلدادگی که شوخی بردار نیست؛ حکایتش حکایت اون قناریه که جفتش کافه نادری:
#زخم_خورده که بشی میشی یه سگ هار...گرگ نمیشی میشی سگ...فقط پاچه میگیری...نه سفره دلتو  واسه کسی باز میکنی نه میذاری کسی واسه تو دلم دلم کنه... میشی خودت و خودت...میفهمی که به هیشکی جز خودت نمیتونی تکیه کنی...دیگه همه دردات میشن مث یه سردرد کوچیک...نه زخمت یادت میره و نه خوب میشه؛ فقط بهش عادت میکنی...عادت کنی دیگه چیزی واست سخت نمیشه...ما به خیال خودمون خیلی چیزارو انداختیم پشت سرمون و یه آب هم روش...ولی نه...حکایت دل و دلدادگی که شوخی بردار نیست؛ حکایتش حکایت اون قناریه که جفتش مرد؛ صاحبش بعد از اون هر جفتی واسش میاورد میذاشت تو قفس میمردن؛ تا روز سوم بازم یکی دیگه گذاشت تو قفس که همدمش بشه؛ ولی وقتی صب پاشد دید خود اون قناری اصلیش مرده؛ آدما هم اگه وصله ی هم نباشن اگه تار و پودشون با هم جور در نیاد؛ اگه واسه کنار هم بودن از اولش دل دل کنن میشن مث همون قناری؛ یا خودشونو دق میدن یا بقیه رو؛ بیچاره اون قناریا؛ با پای خودشون که نرفتن تو اون قفس...
هزارو اندی هم بگذره نمی تونی با زندگی اجباری کنار بیای؛ درسته که عادت میکنیم درسته که میتونیم تحملش کنیم ولی همین که کتاب زندگیتو ورق میزنی و مرور میکنی هر دفه که برسی به اون سطرایی که زیرشون خط کشیدی یه آه سوزناک از ته دلت میکشی که حتی جرات نداره از گلوت بزنه بیرون و همون سر دلت میشه یه بغض سنگین...وقتی خودتو خاطره هاشو میریزی جلوت تا بعضیاشو گلچین کنی و بقیشو بریزی دور ولی میبینی که هیچ چیزی دور ریختنی نداری؛ همشون واسه خودت و خودش یه دنیایی بودن و هستن؛ همشونو میذاری کنج دلت و به هیشکی هم اجازه نمیدی که به حریمت تجاوز کنه.
وقتی با همه ی این دلدادگیات باز شدی جفت اونی که هیچ جوری دلت نمیتونه با دلش با بودنش کنار بیاد بدون اینجای قصه ی زندگیت اینجای داستان دلدادگیت باختی...خیلی هم بد باختی؛ حتی بهترین زندگی رو روبراه کنین حتی بشین ملکه و شاهزاده ولی هر وقت که اسمشو میشنوی هر وقت که دلت حضورشو یه جا احساس میکنه دلت میشه اسپند رو آتیش؛ آروم و قرار ازش میره و شروع میکنه به تندتند صدا دادن...
به هر کی جز خودمون و دلمون میتونیم دروغ بگیم؛ لبخندای الکی؛ دورهمیای بیخودی؛ قدم زدنای بی هدف؛ همشون واسه اینه که صورتمونو با سیلی؛ سرخ نگه داریم...
وقتی یه دنیا عشق خودتو و عشق عشقتو میذاری کنار و میری تو آغوش سنگی و بی روح اونی که نیمه ی تو نیست؛ به خودت و به عشقت و همه ی دنیا بد کردی و میشی بدهکار دنیا...میشی قصه ی بی وفایی سر زبونا...میشی یکی که به خودش هم بدهکاره...
چقد دردناکه اینکه با همه ی وفاداریت بشی کلمه ی داخل پرانتز...

#منصور_نادری 

عضویت در کانال تلگرام از طریق لینک زیر:

کافه نادری
یاداشت های ذهن بیمار من.


https://t.me/cheshmanekhisemanmansour
]]>
حدسم این بود 2017-04-20T23:35:26+01:00 2017-04-20T23:35:26+01:00 tag:http://faryadeto.mihanblog.com/post/77 منصور نادری پور کافه نادری:حدسم این بود که می شوم همه کس او؛ یعنی می شوم همان پاره ی تنش؛ حدسم این بود که او فکر نبودن من را هم نمی تواند با خودش زمزمه کند چه برسد به واقعیتش..تمام فکرهایم شده بودند"او"؛ تمام خوابهایم را خودش با دست خودش می نوشت و همان هم می شد؛ به من می گفت که باید مرا امشب با فلان لباس و فلان تیپ؛ در خوابهایت ببینی؛ من هم تمام فکرم را روی حرفهایش متمرکز می کردم و همان هم می شد...حدسم این بود که خداوند فقط یکی از اورا اینطور آفریده تا اینگونه برایم دلبری کند و اینگونه من را دوست بدارد؛ خواب ها کافه نادری:
حدسم این بود که می شوم همه کس او؛ یعنی می شوم همان پاره ی تنش؛ حدسم این بود که او فکر نبودن من را هم نمی تواند با خودش زمزمه کند چه برسد به واقعیتش..
تمام فکرهایم شده بودند"او"؛ تمام خوابهایم را خودش با دست خودش می نوشت و همان هم می شد؛ به من می گفت که باید مرا امشب با فلان لباس و فلان تیپ؛ در خوابهایت ببینی؛ من هم تمام فکرم را روی حرفهایش متمرکز می کردم و همان هم می شد...
حدسم این بود که خداوند فقط یکی از اورا اینطور آفریده تا اینگونه برایم دلبری کند و اینگونه من را دوست بدارد؛ خواب هایم او باشد و خوابهایش من باشم...
حدسم این بود که دلش آنقدر برای من تنگ می شود که جهان را برای دیدنم و داشتنم به هم می ریزد...
تنش را برای لمس دستان یکی دیگر میخکوب میکند؛ لبخندش را برای یکی دیگه دفن می کند؛ کنار یکی دیگر به اندازه ی یک نفس کشیدن دوام نمی آورد...
حدسم این بود که طالع و بختش فقط من را قبول می کند؛ من را در دریای محبت خودش جا می دهد؛ برای من از همه چیزش می گذرد...
حدسم این بود که من می شوم همان شادی خانه ی خودمان؛ پسر و دخترمان را من به مدرسه می برم؛ شب ها او برایشان قصه می گوید؛ می رویم کنار دریا آنها برای خودشان بازیشان را بکنند و ما هم عشق بازیمان! 
حدسم این بود که هم دلش هم جسمش و شناسنامه اش مال من می شود تا هر وقت که دلم بخواهد بتوانم نگاهش کنم و او را ببوسم...
سر دردهایم را او کنارم میماند و دستش را روی پیشانی ام می گذارد و من گرمی دستانش را با تمام وجودم احساس میکنم...

اما
فقط حدسم بود.

#منصور_نادری 

لطفا به کافه نادری در تلگرام بپیوندید.

کافه نادری
یاداشت های ذهن بیمار من.


https://t.me/cheshmanekhisemanmansour
]]>
سلام 2017-04-20T23:29:06+01:00 2017-04-20T23:29:06+01:00 tag:http://faryadeto.mihanblog.com/post/76 منصور نادری پور دوستان عزیز سلام.پوزش میخوام به دلیل تعطیلی کار وبلاگ تو یه مدت.دوباره برگشتم.شاد باشید دوستان عزیز سلام.
پوزش میخوام به دلیل تعطیلی کار وبلاگ تو یه مدت.
دوباره برگشتم.
شاد باشید
]]>
این روزها 2016-12-05T12:03:01+01:00 2016-12-05T12:03:01+01:00 tag:http://faryadeto.mihanblog.com/post/75 منصور نادری پور گاهی به جایی می رسی که از چیزی دلگیر نمی شوی...همیشه سکوتی عمیق تمام تنت را در بر می گیرد...از دیدن هیچ صحنه ی عاشقانه ای لذت نمی بری...به جز آهنگ های دلتنگی، هیچ آهنگی را دوست نداری...تمام فکر و رویایت می شود همان رویاهای بر باد رفته...دیگر شب ها مدام گوشیت را چک نمی کنی تا ببینی پیامی از او آمده...حتی خودت را هم گم می کنی... دلت برای خودت و روزهایت تنگ می شود.دلت برای عشقبازی هایت تنگ می شود...گاهی حوصله ی خودت را هم نداری...گاهی خیلی بیصدا میمیری و تمام اطرافیانت غرق در شادیهایشان... گاهی به جایی می رسی که از چیزی دلگیر نمی شوی...
همیشه سکوتی عمیق تمام تنت را در بر می گیرد...
از دیدن هیچ صحنه ی عاشقانه ای لذت نمی بری...

به جز آهنگ های دلتنگی، هیچ آهنگی را دوست نداری...
تمام فکر و رویایت می شود همان رویاهای بر باد رفته...

دیگر شب ها مدام گوشیت را چک نمی کنی تا ببینی پیامی از او آمده...

حتی خودت را هم گم می کنی... دلت برای خودت و روزهایت تنگ می شود.

دلت برای عشقبازی هایت تنگ می شود...

گاهی حوصله ی خودت را هم نداری...

گاهی خیلی بیصدا میمیری و تمام اطرافیانت غرق در شادیهایشان...

]]>
سلام دوستان 2016-12-02T12:26:00+01:00 2016-12-02T12:26:00+01:00 tag:http://faryadeto.mihanblog.com/post/74 منصور نادری پور سلام دوستان عزیزم...ممنون از لطف شما...بعضی از دوستان گفتن که کم به وبلاگم سر میزنم و یا بعضی حرفای دیگه...شما لطف دارین...و چون نظرتونو بصورت خصوصی برام ارسال کرده بودین نتونستم جواب بدم.یعنی نمیشد که جواب بدم.سپاس از بودن شما...ان شاالله سر میزنم. سلام دوستان عزیزم...ممنون از لطف شما...بعضی از دوستان گفتن که کم به وبلاگم سر میزنم و یا بعضی حرفای دیگه...شما لطف دارین...و چون نظرتونو بصورت خصوصی برام ارسال کرده بودین نتونستم جواب بدم.یعنی نمیشد که جواب بدم.سپاس از بودن شما...ان شاالله سر میزنم.

]]>
افسوس 2016-10-20T13:46:00+01:00 2016-10-20T13:46:00+01:00 tag:http://faryadeto.mihanblog.com/post/73 منصور نادری پور برای تو تمام شدم و تمام می شوم...آنقدر مرا با سرنوشتم روبرو کردی که تقاص همه ی نبودن هایت را به تنهایی پس می دهم...تمام دنیای من یک تو بود و یک دنیا عشق...و حالا یک دنیا عشق بی روح و بی تو...چقدر دیگر باید توانم را بسنجم...چقدر تو و خاطراتت را گوشمالی دهم که به سراغم نیایند...نمیدانم همه ی عشقم را با کدام منطق و اجبار عوض کردی...بهترین روزها برای توو. برای تو تمام شدم و تمام می شوم...آنقدر مرا با سرنوشتم روبرو کردی که تقاص همه ی نبودن هایت را به تنهایی پس می دهم...تمام دنیای من یک تو بود و یک دنیا عشق...و حالا یک دنیا عشق بی روح و بی تو...چقدر دیگر باید توانم را بسنجم...چقدر تو و خاطراتت را گوشمالی دهم که به سراغم نیایند...نمیدانم همه ی عشقم را با کدام منطق و اجبار عوض کردی...بهترین روزها برای توو.

]]>
یک پایان تلخ 2016-08-22T07:05:00+01:00 2016-08-22T07:05:00+01:00 tag:http://faryadeto.mihanblog.com/post/72 منصور نادری پور همه چیز برای من در یک پلک بر هم زدن تمام شد و من ذره ذره درد خود را خوردم... از من گذشتی...از تمام عشقم و از تمام دوستی هایم...از کلام عاشقانه ام و تمام قلبم. گاهی نوشتن دردهایم حالم را خوب میکند حتی اگر بدانم تو یا هیچ کسی نمی بیند و نمی خواند و یا حتی گذرت هم به اینجا نیفتد. هر روز برای تو و زندگیت بهترین ها را آرزو می کنم و هر روز از این درد به خود می پیچم که ما چیز دیگری خواستیم و دنیا جور دیگر رقم زد... شاید خیلی زود در یک جایی همدیگر را ببینیم که دستمان در دست دست یک غریبه....پشت می کن همه چیز برای من در یک پلک بر هم زدن تمام شد و من ذره ذره درد خود را خوردم...

از من گذشتی...از تمام عشقم و از تمام دوستی هایم...از کلام عاشقانه ام و تمام قلبم.

گاهی نوشتن دردهایم حالم را خوب میکند حتی اگر بدانم تو یا هیچ کسی نمی بیند و نمی خواند و یا حتی گذرت هم به اینجا نیفتد.

هر روز برای تو و زندگیت بهترین ها را آرزو می کنم و هر روز از این درد به خود می پیچم که ما چیز دیگری خواستیم و دنیا جور دیگر رقم زد...

شاید خیلی زود در یک جایی همدیگر را ببینیم که دستمان در دست دست یک غریبه....پشت می کنیم به هم تا اشک های هم را نبینیم.

]]>
دانلود کتاب اندروید عاشقانه های من.. 2016-07-15T09:25:05+01:00 2016-07-15T09:25:05+01:00 tag:http://faryadeto.mihanblog.com/post/71 منصور نادری پور برای دانلود روی متن کلیک کنید برای دانلود روی متن کلیک کنید]]> سکوت....... 2016-03-10T01:55:00+01:00 2016-03-10T01:55:00+01:00 tag:http://faryadeto.mihanblog.com/post/67 منصور نادری پور گاهی وقت ها سکوت را می توان فریاد زد.. می توان از خیلی چیزها بیصدا گله کرد.. چند سال زندگی می تواند به اندازه ی چند عمر چیزهای را بیاموزد که چند سال پیرترت می کند. می تواند به تو نشان دهد که هر چیز خواستنی دست یافتنی نیست.. وخیلی چیزهای دیگر که روحت را شکنجه می دهد. ت گاهی وقت ها سکوت را می توان فریاد زد..

می توان از خیلی چیزها بیصدا گله کرد..

چند سال زندگی می تواند به اندازه ی چند عمر چیزهای را بیاموزد که چند سال پیرترت می کند.

می تواند به تو نشان دهد که هر چیز خواستنی دست یافتنی نیست..

وخیلی چیزهای دیگر که روحت را شکنجه می دهد.

ت

]]>
یک شکست 2015-10-13T05:19:00+01:00 2015-10-13T05:19:00+01:00 tag:http://faryadeto.mihanblog.com/post/66 منصور نادری پور به یکباره تمام وجودم را بی وجود کردی. من مجبورم که این درد را تنهایی سر بکشم.... نمیدانم تو مرا از دست دادی یا من تورا... ولی میدانم که مهربانی هایم را جای دیگر نمی یابی... رهایم کردی بی انصاف... دلم برایت تنگ است.... 2015-05-26T05:37:13+01:00 2015-05-26T05:37:13+01:00 tag:http://faryadeto.mihanblog.com/post/65 منصور نادری پور هر روز بی بهانه دلم بیشتر بهانه ات را می گیردتو تمام وجودم هستی که در کوچه های دلم بی صدا پرسه  میزنیتو همان خوب مهربانی هستی که چشمانم در امتداد نگاهت آرام می گیرند.خوب من با من بمان. هر روز بی بهانه دلم بیشتر بهانه ات را می گیرد
تو تمام وجودم هستی که در کوچه های دلم بی صدا پرسه  میزنی
تو همان خوب مهربانی هستی که چشمانم در امتداد نگاهت آرام می گیرند.
خوب من با من بمان.

]]>
آدم برفی من 2015-01-22T16:31:11+01:00 2015-01-22T16:31:11+01:00 tag:http://faryadeto.mihanblog.com/post/64 منصور نادری پور آدم وقتی در حال مرگه از اطرافیانش حلالیت میخواد ، در حالی که بیشترین بدی رو در حق کسانی انجام داده؛ که یا در قید حیات نیستند و یا اینکه بخاطر بدیهاش الان در اطراف و دسترس اش نیستند ...  و یا اگر هم دسترسی بهشون میسر باشه،  لااقل در اون زمان راضی به بخشش نیستند ... آدم برفی کوچک و مغرور من، قبل از بیچارگی به فکر چاره باش ...(عکس: خوابگاه دانشگاه یزد) آدم وقتی در حال مرگه از اطرافیانش حلالیت میخواد ، در حالی که بیشترین بدی رو در حق کسانی انجام داده؛ که یا در قید حیات نیستند و یا اینکه بخاطر بدیهاش الان در اطراف و دسترس اش نیستند ... 

و یا اگر هم دسترسی بهشون میسر باشه،  لااقل در اون زمان راضی به بخشش نیستند ...

آدم برفی کوچک و مغرور من،

قبل از بیچارگی به فکر چاره باش ...(عکس: خوابگاه دانشگاه یزد)

]]>
زمستان من 2015-01-22T16:07:15+01:00 2015-01-22T16:07:15+01:00 tag:http://faryadeto.mihanblog.com/post/62 منصور نادری پور یک زمستان دیگر را بی تو سر کردم....برف های روی کاج همچنان دلشان یخ زده است و من نگران فرداهای من و تو....کاش بودی و نفس گرمت را نثار دستان سردم میکردی و مرا به بی نهایت خودت می بردی.زمستانم تو را کم دارد...( عکس: خوابگاه دانشگاه یزد) یک زمستان دیگر را بی تو سر کردم....برف های روی کاج همچنان دلشان یخ زده است و من نگران فرداهای من و تو....کاش بودی و نفس گرمت را نثار دستان سردم میکردی و مرا به بی نهایت خودت می بردی.زمستانم تو را کم دارد...( عکس: خوابگاه دانشگاه یزد)
]]>
شب هایم 2015-01-13T16:23:26+01:00 2015-01-13T16:23:26+01:00 tag:http://faryadeto.mihanblog.com/post/61 منصور نادری پور شب هایم را قاب می گیرم شب هایی که برایم آرامش اشک را فریاد میزند..شب هایم را دور نمی ریزم..ایمانشان را دوست دارم...ایمان به من...ایمان به عشقوایمان به تنهاییو باز ایمان به اشک...و باز تو را ندارم. شب هایم را قاب می گیرم
 
شب هایی که برایم آرامش اشک را فریاد میزند..

شب هایم را دور نمی ریزم..

ایمانشان را دوست دارم...
ایمان به من...ایمان به عشق
و
ایمان به تنهایی

و باز
ایمان به اشک...

و باز تو را ندارم.

]]>
بی کلام 2015-01-13T15:47:28+01:00 2015-01-13T15:47:28+01:00 tag:http://faryadeto.mihanblog.com/post/59 منصور نادری پور آهنگ وداعت را با دل می نوازم...وداعی که آغاز و سرانجام شیرینی خواهد داشت.دانلود آهنگ بی کلام بسیار زیبای کارن همایونفرپیشنهاد می کنم دانلود کنید.
دانلود آهنگ بی کلام بسیار زیبای کارن همایونفر

پیشنهاد می کنم دانلود کنید.


]]>